کار جمهوری اسلامی که می‌شناختیم، تمام است

دولت ترامپ موفق شده است فشار نظامی و اقتصادی را به یک واقعیت سیاسی جدید تبدیل کند و جمهوری اسلامی ایران را به جایی برساند که توان کمی برای تامین مالی نیروهای نیابتی‌اش دارد

حتی اگر رژیم حاکم بر ایران بتواند تا مدتی دیگر همچنان سر کار بماند، جمهوری اسلامی همین حالا نیز در حال کشیدن آخرین نفس‌هایش است. شکاف میان شعارهای بی‌اعتبار یک رژیم ورشکسته و در حال مرگ و واقعیتی که مردم عادی ایران با آن مواجه‌اند، روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود. ترکیبی از فساد، سوءمدیریت و تحریم‌های غرب سطح زندگی مردم را بسیار پایین آورده و حتی خرید اقلام اساسی مانند نان را نیز با دشواری مواجه کرده است.

جنگ لزوما بحران مشروعیت ایجاد نمی‌کند، اما گاهی می‌تواند پرده‌ها را کنار بزند و آشکار کند که این بحران از ابتدا وجود داشته است. رژیمی که مدتی طولانی، خود را حافظ امنیت و حاکمیت کشور معرفی کرده، اکنون در برابر پرسشی ساده اما عمیق در داخل ایران قرار گرفته است: اگر آن‌همه وقت و هزینه صرف تقویت توان نظامی و گسترش نفوذ منطقه‌ای شد، اما این توان نتوانست کشور را از جنگ و نفوذ دشمن مصون نگه دارد، حاصل آن چه بود؟ مگر مردم دهه‌ها به بهانه ساختن حکومتی قدرتمند و قادر به رویارویی با جهان، فقیر و سرکوب نشدند؟

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

هرچه جنگ و تحریم‌ها بیشتر ادامه یابد، برای رژیم دشوارتر خواهد شد از جامعه‌ای که هم‌اکنون نیز زیر فشار شدید اقتصادی و اجتماعی قرار دارد، فداکاری‌های بیشتری طلب کند.

این وضعیت پرسشی بدیهی را پیش می‌کشد: اگر جنگ فردا متوقف شود، آیا رویارویی در خارج جای خود را به رویارویی در داخل خواهد داد؟ در تاریخ نمونه‌های فراوانی از رژیم‌هایی وجود دارد که با شکست نظامی در برابر دشمنانشان، سقوط نکردند، بلکه زمانی فروپاشیدند که دیگر نمی‌توانستند جامعه را متقاعد کنند بقای آن‌ها تنها راه رسیدن به ثبات و آینده است.

ما در طول تاریخ رژیم‌هایی دیده‌ایم که در برابر تحریم‌ها و جنگ، شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند، اما هنگامی که فشار اقتصادی با از دست‌ رفتن اعتماد عمومی، شکاف در میان مقام‌های حاکم و عمیق‌تر شدن فاصله میان صاحبان قدرت و جامعه تحت حاکمیتشان همراه شد، فروپاشیدند. با این اوصاف، چه سرنوشتی در انتظار نظامی است که رهبر آن فردی معرفی می‌شود که در مخفیگاه به سر می‌برد!

برای ایران امروز، دیگر پرسش اصلی این نیست که آیا رژیم حاکم بر این کشور توان ادامه جنگ را دارد یا نه. پرسش این است که آیا می‌تواند بدون از دست دادن آنچه از مشروعیت داخلی‌اش باقی مانده است، جنگ را ادامه دهد؟

اکنون که توان استفاده از نیروهای نیابتی منطقه‌ای تهران رو به تحلیل است، تنگه هرمز شاید یکی از آخرین اهرم‌های باقی‌مانده در اختیار جمهوری اسلامی ایران باشد. تهران کوشید از این تنگه برای تحت فشار قرار دادن واشنگتن، کشورهای منطقه و جامعه جهانی استفاده کند، اما اکنون به نظر می‌رسد سر این سلاح به سمت همان طرفی برگشته است که آن را به کار گرفت.

واشنگتن موفق شده است فشار نظامی و اقتصادی را به یک واقعیت سیاسی جدید تبدیل کند و جمهوری اسلامی ایران را به جایی برساند که برای تامین مالی نیروهای نیابتی‌اش توان کمتری داشته باشد.

 به همین دلیل، پایان احتمالی جنگ کنونی تهران و واشنگتن، ممکن است از پیامدهایی که این درگیری نظامی به جا می‌گذارد، اهمیت کمتری داشته باشد. حتی اگر رژیم حاکم بر ایران بتواند تا مدتی دوام بیاورد، واقعیت این است که احتمالا همین حالا هم شاهد آغاز پایان این حکومت‌ایم.

برگرفته از المجله

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه